در هیاهوی بازار و زیر آفتاب سوزان کندز، مردانی استند که زندگیشان را با کفاشی میگذرانند. از جوان ۲۰ ساله گرفته تا مردان سپیدموی، از بام تا شام کنار جاده چکش در دست، کفش پارهای را زیر کار گرفتهاند، و چشم به رهگذرانی دوختهاند که شاید مشتری بعدیشان باشند.
آنها نه دکان دارند و نه سایبان درست؛ کنار خیابان مینشینند کفشها را ترمیم و رنگ می کنند.
وقتی آفتاب صبحگاهی بر سر شهر کندز میتابد، در گوشهگوشهی شهر، کنار پیاده روها مردانی دیده میشوند که روی تکهای گلیم، تختهچوب یا چهارپایهی سادهای نشستهاند. صدای چکشهایشان در همهمهی شهر گم میشود؛ مردانی که با دستان زحمتکش خود، کفشهای فرسوده را ترمیم یا رنگ میزنند تا از درآمد آن، چرخ زندگیشان را به گردش درآورند. با اینکه درآمدشان کم است، اما امیدشان بزرگ. همین هنر ساده کفاشی، برای آنها نانی فراهم میکند.
در میان این چهرهها، مردی بهنام قربان حضور دارد؛ کسی که بیش از ۳۰ سال است در یکی از گوشههای شهر کندز به کفاشی مشغول است. او که حالا به پنجاه سالگی رسیده، این حرفه را از پدرش آموخته و همچنان با ابزارهای قدیمی بهجا مانده از او کار میکند.
قربان میگوید که از راه همین کار، زندگیاش را پیش میبرد و حتی گاهی موفق میشود مبلغی را برای روز مبادا پسانداز کند.
او معتقد است که برای ادامه این شغل، داشتن ابزار کامل و مناسب ضروریست و بدون آن، ادامه کار دشوار است.
وی در بخشی از صحبتهایش، به وضعیت درآمد و هزینههای زندگی اشاره میکند: «من روزی ۲۰۰ {افغانی} هم کار میکنم ۱۵۰ هم کار میکنم ۳۰۰ هم کار میکنم، این مربوط بازار می شود، بازارهایی که مشتری زیاد بیاید مثلاً ۳۰۰ می شود اگر نباشد روزی است که بیکار هم میمانم. بعضی وقتها نمیرسد (درآمدش کفایت نمیکند) بعضی وقتها بودجه ضعیف باشد کمتر مصرف میکنم، یک قسم میرسانیم، بعضی موقعهای که چیزی نداشته باشم ( درآمد) نمیشود و نمیرسد کرایه خانه ۱۵۰۰ افغانی میدهم بچههایم مکتب میروند به آنها خرج میدهم کالا میخرم، بکس میخرم و روزانه در همین موضوعات مصرف میشود.»

عبدالکریم، باشندۀ ولایت کندز، بیش از ده سال است که در گوشهای از شهر، کنار یکی از جادههای پر رفتوآمد، به شغل کفاشی مصروف است. او با دستان پینهبستهاش هر روز کفشهای پاره را مرمت میکند و از این راه روزانه حدود ۲۰۰ افغانی درآمد دارد.
با وجود دشواریهای کار، عبدالکریم از شغل خود راضی است و میگوید که این حرفه در کنار سادگیاش، نانی حلال بر سر سفرهاش میآورد.
از او پرسیدم که از این سالها، خاطره جالبی دارد و او پاسخ داد: «بلی بلی، مثلاً کسی کفش خود را رها کرده بود، ۳ سال بعد آمده از من کفشش را طلب کرده، ما همین کفشش را برایش تسلیم کردیم، لیکن همین طور امانت نگاه کرده بودم برایش، حال هم همین قسم است کدام نفر که میاید ۳ ماه، ۴ ماه یا ۲ ماه گم میشود میرود آمد پرسان کرد تسلیمش میکنیم.»
در همین حال، خواجه احمد یکی دیگر از کفاشان قدیمی کندز است که از دوران کودکی پا به این حرفه گذاشته است. او میگوید شغل کفاشی را از پدر خود آموخته و حالا بیش از ۲۵ سال میشود که در کنار خیابان، مشغول کار است.
خواجه احمد با افتخار از تجربهاش یاد میکند و میگوید همین شغل ساده ولی شریف، منبع اصلی درآمد او برای تأمین مخارج زندگیاش بوده است.
او هر روز از صبح زود تا غروب در گوشهای از بازار مینشیند و کفاشی می کند.
خواجه احمد در بخشی از صحبتهایش، به مسئلهی دسترسی نداشتن به امکانات بهتر اشاره میکند و میگوید:«سهولت نیست، اقتصاد ما ضعیف است اگر سرمایه داشته باشیم، میرویم از شهر اسباب میخریم، قالب میخریم و چرم میخریم، یک دوکان بوت دوزی جور میکنم لیکن نیست دگه اقتصاد ضعیف است.»
برخی از باشندگان شهر کندز میگویند که در بسیاری موارد، ترمیم کفش نسبت به خرید کفش نو، بهصرفهتر است و ترجیح میدهند کفشهایشان را به کفاشان محلی بسپارند. به باور آنها، کفاشی نهتنها یک حرفهی سنتی و زنده است، بلکه کمک میکند تا هزینههای اضافی خانوادهها کاهش یابد.

عدهای نیز بر این باورند که کار کفاشان ارزشمند است و باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرد. آنان میگویند که این قشر با وجود دشواریهای کار، نقش مهمی در زندگی مردم دارند.
همچنین برخی از مردم میگویند قیمت خدمات ترمیم، رنگزنی و دوخت کفشها نسبتاً منصفانه است و در بیشتر موارد با وضعیت اقتصادی مردم سازگار میباشد.
سهراب و سمیر دو تن از باشندگان کندز چنین میگویند:« بهتر و خوب است که یک بوت نو بخریم اما اقتصاد ضعیف است، افغانستان فعلاً اقتصادش خیلی ضعیف شده نمیشود که یک جوره بوت خوب داشته باشی و کنده شده باشد بروی دگه بوت بخری مجبور به همین رنگ مال یا موچی ( کفاش) بدهیم تا بدوزد.
درآمد مالی نداریم و این خوب است که برویم پیش موچی دوز (کفاش) از سر نه اسراف شود و نه دیگر کفش ما را ترمیم کند.»
آنها از قیمت ترمیم و رنگ کفش راضیاند: «چیزی هم نیست که زیاد باشد مثلاً در بدل ۲۰ یا ۵۰ افغانی درستش میکنند.»
کفاشی در کندز، حرفهایست که در سایه مانده اما ستون محکم زندگی شماری از خانوادههای بیبضاعت بهحساب میآید.
در حالیکه وضعیت اقتصادی مردم ضعیف شده و قدرت خرید کفشهای نو کاهش یافته، نقش کفاشان در حفظ تعادل میان نیاز و توان مالی مردم پررنگتر شده است. این شغل سنتی، راهی برای امرار معاش شماری از کارگران است.
با این همه، کفاشان کندز همچنان با کمبود امکانات، نبود سرپناه مناسب و درآمد پایین دستوپنجه نرم میکنند. با وجود دشواریها، امید در دلشان زنده است و به کار در شغل خود ادامه می دهند.
گزارشگر : حسیب حساس
